🌺یوم الله سوم تیر بر تمام عدالت خواهان مبارک باد
اواخر سال 1390 در زمان اوج حملات و تخریبهای ناجوانمردانه علیه دولت و زمانی که ما بچه های احمدی نژادی دلمان خون بود و مرتب می بایست در قبال هر عملکردی از طرف دولت و آقای احمدی نژاد مورد طعن و لعن اطرافیان و آشنایان و خانواده و فامیل و دوستان و دشمنان و خلاصه هر موجود زنده ی ناطقی قرار می گرفتیم و می بایست یا مانند حامیان ابله چشم و گوش بسته سکوت می کردیم و یا توضیح و تحلیل ارائه می کردیم که دریغا از گوش شنوا و چشم بینا! و خلاصه در زمان آن خون خوردن ها و خون گریستن ها که تمام فکر و ذهن ما را به خود مشغول کرده بود و از خویش غافل! با تماس دوست عزیزم “احمد شریعت” همراه با جمع حامیان گفتمان انقلاب اسلامی به دیدار با آقای احمدی نژاد در محل مجلس قدیم دعوت و در آنجا حاضر شدیم.
همه ی دوستانم آنجا حضور داشتند و منتظر سخنان محبوبشان آقای دکتر احمدی نژاد بودند که سخنان انقلابی و دشمن شکن اش آبی بر آتش افروخته بر دلهای ما باشد. پس از ساعتی دکتر پشت تریبون رفتند:

بسم الله الرحمن الرحیم
الهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
امروز ۹ دی یک حادثه بزرگ از جنس اصلی انقلاب بود. در این جمع باید چه گفت؟ سخن از اصل و حقیقت انقلاب در این مکان باید صورت گیرد. چرا انقلاب کردیم؟ دعوا بر سر چیست؟ در این ۳۲ سال چرا اینقدر حادثه باید داشته باشیم؟ همه این ها به اصل و حقیقت انقلاب باز می گردد، در اینجا باید به اصل خلقت انسان اشاره کنیم. از اشتباهات فاحش برخی این است که در تحلیل حوادث عالم، ریشه ها را فراموش کرده و به ظواهر می پردازند. آیا دعوای ما و آمریکا بر سر چاپیدن ملت هاست یا این که این دعوا ریشهای می باشد؟
باید برگردیم به ریشهها، وقتی ما از امام معصوم و انسان کامل حرف میزنیم، برخی عصبانی میشوند… این عصبانیت اینان برای ما هم غیر قابل پیشبینی نیست! همه اختلافات به نوع نگاه انسانها به زندگی برمیگردد. ما معتقدیم که خدای متعال همه عالم را برای انسان و انسان را برای خودش خلق کرده است. انسان ظرف معرفی و تجلی خداست. همه چیز از خداست و خدا عالم را خلق کرده تا انسانها دو کار را انجام دهند:
۱ـ خدایی شدن انسان.
و
۲ـ کشاندن خود ( انسان) به بالا.
حدی هم برای کمال انسان نیست. البته در نقطه اوج و کمال، پیامبر عزیز و اهل بیت او هستند.
اینکه کسی گوشهای بنشیند و بخواهد گلیم خود را از آب بیرون بکشد به این معناست که او وارد “ریل انحرافی” شده است. چرا که کشیدن گلیم خود به معنای اصلاح جامعه است.
بالاترین دشمن شیطان، عدالت است. چرا که عدالت لازمه انسان کامل است. نتیجه اینکه هدف انقلاب اسلامی بازگشت به این منطق است.
در تمام حوادثی که اتفاق میافتد باید با یک خط کش، اول خودمان را اندازه بگیریم که آیا این حوادث و مسئولیتها در درون ما اثر گذاشته و آیا ما را به کمال رسانیده یا نه؟
…….
آقای دکتر سخن می گفت و من مبهوت و متحیر روی صندلی ام میخکوب شده بودم و در دلم دریایی طوفانی موج می زد! بغض گلویم را می فشرد و اشک از چهره ام جاری شده بود و با خودم مرور می کردم که حتی ما احمدی نژادیهای مدعی! و انحصار طلب! هنوز هم که هنوز است نتوانستیم ایشان را بشناسیم! براستی کیست این مرد!؟
دلم آرام شده بود و اطمینانی عمیق شک ام را به یقین بدل کرده بود! اطمینانی که حتی سکوت هم دیگر به معنی حماقت و بلاهت نبود بلکه به معنی یقین به “اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم” بود چه اینکه همه ی عالم و عالمیان بخواهند و چه اینکه نخواهند! چه اینکه آقای احمدی نژاد در جایی از ماجرای سفرش به نیویورک و سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا تعریف کرده بود که:
وقتی حجم برنامه ریزی ها و توطئه هایی را که برای زمین زدن گفتمان انقلاب و عدالت و تحقیر آن تدارک دیده شده بود، دیدم؛ خنده ام گرفت، نه اینکه بخواهم مصنوعی بخندم، واقعاً می خندیدم، بعضی ها به من گفتند چرا می خندی؟ درآن موقع سه مطلب دائم در ذهنم دور می زد. مطلب اول این بود که می گفتم خدایا چه بلایی می خواهی بر سر اینها بیاوری؟ چه سیلی ای می خواهی به اینها بزنی که اینها چنین صحنه ای درست کرده اند؟ چون هیچ احمقی این کار را نمی کند. بعد دوباره در جایی دیگر لبخند می زدم، جایی که یقین داشتم مولا خواهد آمد و صحنه را اداره خواهد کرد (البته می دانم بعضی آدمهای کوته فکر این حرفها را می برند و در آن دستگاه ذهنی محدود خودشان چپه می کنند) ولی من یقین داشتم. شک نداشتم. با خودم می گفتم که مولاجان، آقاجان می خواهم ببینم شما چگونه این صحنه را جمع می کنی و هنرمندانه اداره می کنی؟ اینها به خیال خودشان تمام راهها را بسته اند. و خنده سوم ام به خاطر این بود که دائم میگفتم بیا بیا، بیا. داری خوب می آیی و داری به تیر رس می آیی. بیا که داری خوب می آیی!…
سکوت مرا بالا برد. همانطور که در این چند وقت دکتر را بالا برد و یقین مرا ارتقاء داد. خبر ها را می خواندم، تهمت ها را ناجوانمردی ها را اما دلم همچنان استوار بود. تا اینکه در این چند ماه اخیر از برخی از حامیان احمدی نژادی مطالبی خوانده ام و تصاویری دیده ام که دلم را لرزانده و قلبم را از مظلومیت آقای دکتر احمدی نژاد در میان همین مدعیان حامی، جریحه دار نموده! کسانی که در نزدیکترین مثال متبادر شده به ذهن، همانند داستان گوساله پرست شدن قوم بنی اسرائیل در زمان غیاب حضرت موسی (ع) به علت وقوف ایشان به امر الهی در طور سینا است!
کسانی که هدفشان را فراموش کرده اند و خودشان را در این گردباد حوادث از یاد برده اند، کسانی که تمام دغدغه ها و سخنان آقای دکتر را از ذهنشان پاک کرده اند! کسانی که قلم و زبانشان فقط و فقط به قدرت معطوف شده و تمام آن آرمانها و اعتقادات سابق را به سینه ی دیوار کوبیده اند!

کسانی که فراموش کرده اند سخنان آقای دکتر را در اولین جلسه هیئت دولت پس از خانه نشانی 11 روزه که:
آمده ایم، خاکریز حضرت آقا باشیم… هدف آنها این است که خاکریز را بزنند و بعد از ریختن خاکریز، به سراغ حضرت آقا بروند ولی بنده کوتاه نخواهم آمد، چون اینجا بحث “احمدی نژاد” نیست بلکه هدف نهایی آنها، خود آقا است.
کسانی که فراموش کرده اند سخنان آقای دکتر را در همایش استانداران سراسر کشور که:
آن آقایی که از اول مقابل ما بود، 10 بار از طریق پسرش پیغام داد که ما با تو کاری نداریم، تو چرا خودت را سپر قرار دادی و نمیگذاری ما آن بالایی را بزنیم؟ گفتم ما یک تار موی آن بالایی را با هزاران مثل شما عوض نمیکنیم. من با اعتقاد آمدهام.
کسانی که فراموش کرده اند سخنان آقای دکتر را در همایش حامیان گفتمان انقلاب اسلامی سال 91 که می گفتند:
اینها که ما را به ضدیت با ولایت فقیه متهم می کنند می شود حسابهای بانکی و تغییرات دارایی هایشان را اعلام کنند!؟ ابن سینا به کفر متهم کردند و گفتند که تو مسلمان نیستی. ابن سینا را با این دو بیت جوابشان را داد:
کفر چو منی گزاف و آسـان نبود محکمتر از ایمان من ایمـان نبـود
در دهر چو من یکی و آنهم کـافر پس در همه دهر یک مسلمان نبـود
حالا حکایت ماست. شما بدانید که ولایت فقیه جنس اش، از جنس مـودّت و محبت است و نه یک حالت اخمو و خشن. بعضی ها فکر می کنند آقا آن بالا نشسته و با اخم و اشاره دست دستور میدهد! گفتم: رابطه ما و ولی فقیه رابطه پدر و فرزندی است همانطور که پیامبر فرموده اند: أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه.
کسانی که فراموش کرده اند این پیام دکتر را به بچه های وبلاگ نویس حامی، پس از سخنرانی رهبر عزیزم در مورد حوادث یکشنبه ی سیاه که شدید ترین توبیخ دکتر در این هشت سال بود که:
سلام مرا به همه بچه ها برسانید و به آنها بگویید همگی تابع ولایت فقیه باشید. ولایت فقیه حلقه اتصال ما با انسان کامل، حضرت بقیه الله الاعظم است، همانطور که قبلا هم گفته ام زندگی در سایه ولایت فقیه تمرین زندگی در سایه امام عصر(ع) است، این فشارها کوتاه مدت خواهد بود بزودی وضعیت دگرگون خواهد شد، صبر صبر، بهار نزدیک است.
کسانی که فراموش کرده اند که دکتر احمدی نژاد در سخنانش همواره خودش را فقط “یک فلش جهت نما معرفی می کرد” که به همه بفهماند هدف اصلی را فراموش نکنند:
احمدی نژاد فقط یک فلش جهت نما بود… ما همه کارمان برای خداست. حتی تبعیت مان از ولایت فقیه هم باید برای خدا باشد نه مطامع دنیوی. تبعیت از پیامبر هم باید برای خدا باشد و اگر برای فردی باشد، به جایی نخواهیم رسید. به خدا اگر ما را آخرین نفر صف مومنان هم به حساب بیاورند کلاهمان را به آسمان هفتم می اندازیم.

کسانی که فراموش کرده اند که ما اعتقاد داشتیم حملات به دکتر احمدی نژاد فقط و فقط برای کینه و عقده و حسادت شان از همین یک جمله ی حضرت آقا بود:
من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلافنظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینهی مسائل خارجی اختلافنظر دارند، هم در زمینهی نحوهی اجرای عدالت اجتماعی اختلافنظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلافنظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.
کسانی که فراموش کرده اند حکایت دوستی خاله خرسه را! نمی دانند حمایت و دفاع از آقای احمدی نژاد چگونه باید باشد همانگونه که آقای احمدی نژاد گفته بودند:
عزیزان من! برای خدا کار کنید و باید بایستیم در راه امام و اسلام و ولایت، که خیلی ظریف است و عشقش به این است که 24 ساعته کار کنی و تو را در این مسیر بزنند، اوج عشق آن است که در راه خدا تکهتکه شوی، که امام حسین(ع) و یارانش در اوج هستند، که هیچ کس به آنها نخواهد رسید…
عزیزان من، کار، کار، کار، ما از شما نمیخواهیم که بیایید از ما دفاع کنید، یا از آقای مشایی دفاع کنید. آقای مشایی خدایی دارد که از او دفاع خواهد کرد و من شک ندارم آنچنان دفاع خواهد کرد که در تاریخ ثبت بشود. چون که بعد از انقلاب به مظلومیت آقای مشایی نداشتیم، فقط شهید بهشتی بود و تمام.
و کسانی که فراموش کردند روزگاری تمام سعی و همت ما این بود که این اتهام واهی مخالفت با ولایت فقیه، که از همه سو به سمت آقای احمدی نژاد روانه شده بود را دفع کنیم! به راستی به کجا می روید!!!؟ برای من قابل تصور نبود روزی را که کسانی از بین احمدی نژادی ها به بهانه ی حمایت حضرت آقا از دولت جدید، داعیه ی ضدیت با ولایت پیدا نمایند! حقا که اینان بهمن 57 ساواکی شده اند! به خدا شما هیچ نسبتی با آقای دکتر و افکار و عقاید ایشان ندارید که یا مزدور نفوذی بیگانه اید و یا از اول خط فکری شما با دکتر ناسازگار بوده! و خط ایشان و آقای مشائی منحرفید! کیست که نداند در همین قضایای اخیر به بهانه ی حضور آقای دکتر احمدی نژاد در بالای سن در روز تشییع پیکر پاک شهدای قواص و لجن پراکنی برخی نان به نرخ روز خور که برای تأخیر در سر کشیدن جام زهر اعتراف به اشتباهات خویش در مورد دکتر، دست و پا می زنند و به هر وسیله ی ناپاکی متوسل می شوند، تنها و تنها از شعور مردم در مواجهه با آقای دکتر که نشانه اش سر دادن شعار “احمدی دلاور پیرو خط رهبر” است، احساس خطر می کنند. شعاری که نه در مواجه با برادران لاریجانی، نه آقای هاشمی، نه آقای روحانی و نه هیچکس دیگری توسط مردم سر داده نمی شود!
در پایان برای کوری چشم دشمنان و بدخواهان مخالف با اهداف و آرمانهای آقای دکتر احمدی نژاد عزیز چه در پوشش فدایی رهبری! و ولایت مداری و چه در پوشش حامی دکتر احمدی نژاد! و آقای مشائی مظلوم، نگارش خود را همصدا و همدل با این دو عزیز با این شعر که با روح و جانمان پیوند دارد به پایان می رسانم:

رهبر نشوی تنها، من یار تو می گردم
وز جرگه عشاقت، سردار تو می گردم
گر لشکر سفیانها، از غرب به پا خیزد
در قحطی انسانها، عمار تو می گردم
از طعنه اشعث ها، خون است دلت مولا
تب دار غمت هستم، بیمار تو می گردم
با جرم ولای تو، گر بر سر دار آیم
مدح تو کنم بر دار، تمار تو می گردم
این من نه منم تنها، آید ز محب آوا
رهبر نشوی تنها، من یار تو می گردم
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين.
برگرفته شده از وبلاگ همام /
خداوند متعال انسان را خلق کرد و همه عالم را در خدمت کمال و تعالی او قرار داد. برای انسان راه را معین کرد،هدف را تعیین کرد و راهنما قرار داد و برای رسیدن به هدف همه شرایط و زمینه ها را فراهم کرد.امام علی(ع) هم هدف،هم راهنما،هم پشتیبان و هم معیار حرکت به سمت قله هاست.اسم اعظم خدا و خلاصه همه زیباییها و خوبیهای عالم امیرالمومنین علی(ع) است.وی نه تنها متعلق به شیعیان و مسلمانان است بلکه متعلق به همه بشریت است.او دستگیر همه است.او برای همه است و برای همه راهنماست و پشتیبان همه انسانهاست.او واسطه فیض الهی است و از طریق او همه خوبیها در عالم جاری می شود.همه ارزشهای الهی در وجود ایشان بطور کامل و در اوج تجلی است.

بسم ربّ الشهداء
مفاد صلح نامه را امام حسن علیه السلام مهندسی
و معاویه مجبور به امضا بود !
امام حسن علیه السلام در خیانت و إهمال کارگزاران مجبور به نرمش قهرمانانه شد!
( در حاشیه قیاس مع الفارق توافق 5+1 با صلح شرافتمندانه ی امام حسن علیه اسلام )

این روزها برخی با وعده های انباشته و تحقق نیافته و در تراکم مشکلات معیشتی مردم ، پس از گذشت ماه ها از مذاکرات بی ثمر با شیطان بزرگ ، سرخوشانه به مقایسه ی این وضعیت نامطلوب با صلح قهرمانانه ی امام حسن مجتبی علیه السلام می پردازند ، بنابراین تذکر چند نکته به تحریف گران تاریخ و غافلانی که این خطا را می کنند ضروری است تا هیچگاه تحمیل دنیا طلبانِ به دور از روحیه ی انقلابی را با تدبیر حکیمانه امام معصومی قیاس مع الفارق نکنند که گناهی نابخشودنی است :
اصولگرايی و اصلاح طلبی دو لبه يك قيچی هستند. ذات قيچی هم بر اين اساس است كه با فشار و تاكيد بر يك لبه، در واقع لبه ديگر را نيز فشرده ايم. لبه هايی كه در حوزه اقتصاد سياسی نه به اصول انقلاب پايبندند و نه قصد اصلاح وضع موجود را دارند.